دست کشید به چانه اش ، شاید جای پنجه های نرم و نازکش هنوز گرم باشد

اشکی جاری شد

گرم بود

3 comments:

  1. و شاید عهد بست
    که دیگر آدم نباشم
    شاید تکراری در کار نباشد

    ReplyDelete