انگشت وسطي و سبابه ي دست چپش رو گذاشته بود روي شير كتري . نصف بند انگشت كه مونده بود ليوان پر بشه شير رو بست . با دست چپش كه حالا آزاد بود ، ليواني رو كه چند ثانيه قبلتر پر كرده بود برداشت و برگشت . اونيكه كه زودتر پر شده بود رو گذاشت جلوي مرد و اون يكي رو هم همونطور كه مينشست پشت ميزي كه وسط آشپزخونه بود گذاشت جلوي خودش . آرنج هر دو دستش رو گذاشت روي ميز و كف دستهاش رو پهن كرد زير چونه ش .

"ديشب زده بوده به سرت؟ اين اس ام اس ِ "بيداري؟" چيه زده بودي واسم؟"

مرد يه قلپ چاي رو همونطور داغ داغ با صدا هورت كشيد و هيچي نگفت .

زن دستهاش رو گذاشت روي ميز . وقتي ديد مرد نميخواد حرف بزنه سرش رو انداخت پايين و مشغول نگاه كردن دستهاش شد . مرد به يه جايي روي شونه ي راست زن خيره شده بود . دستش رو كه هنوز دسته ي ليوان رو رها نكرده بود آورد بالا و بدون اينكه جهت نگاهش رو عوض كنه يه قلپ ديگه هورت كشيد "خوابم نميبرد"

زن سرش رو آورد بالا و همزمان دستهاش رو حلقه كرد دور ليوان "خوب مگه كنار من نبودي ، واسه چي اس ام اس دادي؟ مگه نميديدي كه خوابم يا بيدارم؟"

نگاهش هنوز روي شونه ي زن بود "تو هال نشسته بودم روي كاناپه"

"تو كه ديشب خسته بودي ، زودتر از من رفتي تو اتاق كه"

"آره" و دوباره مثل آدم آهني ليوان رو آورد بالا و با صدا هورت كشيد .

زن هم ليوانش رو آورد بالا دم دهنش . همونطور كه از بالاي ليوان مرد رو نگاه ميكرد لبهاش رو چسبوند به ديواره ي ليوان .

مرد بالاخره نگاهش رو از شونه ي زن برداشت و تو چشمهاش نگاه كرد "ميترسيدم بخوابم"

زن ليوان رو كمي از لبهاش فاصله داد "از چي ميترسيدي؟" و دوباره ليوان رو چسبوند به لبهاش .

"نميدونم" حالا نگاهش روي سينه هاي زن بود و با دست راستش رو ميز ضرب گرفته بود "يادته اون اولها با هم قرار گذاشتيم بعد از هر س.ك.ثي تا يه ساعت هر كدوممون حق داريم فقط يه جمله بگيم؟"

"اوهوم" و ليوان رو گذاشت روي ميز . تكيه داد به پشتي صندلي و دست به سينه نشست .

"پس چرا نكرديم؟"

"نميدونم"

-----

پي نوشت : طولاني شد .

12 comments:

  1. خیلی زیبا بود(زیبا خوبه؟)اما واقعا قشنگ بود
    :D

    ReplyDelete
  2. ببین علی (من اسمت رو گذاشتم علی) اینقد خووب توصیف کرده بودی که هی سعی می کردم حرکاتشونو تکرار کنم اما این اسمس اشتباهی رفته بود نه!

    ReplyDelete
  3. reihaneh12:02

    che gharer badi gozashte boodan ba ham!

    ReplyDelete
  4. Anonymous16:24

    nemidoonam... az in dast mokalemat ziad shenidam o khoondam. khoob bood ama na be khoobie ghablia.

    astam!
    hoda

    ReplyDelete
  5. امیر افشاریان23:57

    می دونی سیا
    ببین من خوشم میاد که بخش زیادی رو بسپری به مخاطب، خودم هم این کار رو می کنم ، البته جوری که همه حالت هایی که قراره طرف بررسی کنه بهش حال بده (حالا ممکنه من و تو و طرف تا حدودی مازوخیست باشیم بماند، شاید هم سادیست مخاطب آزاری ، اون هم بماند )
    ولی اینو می خوام بگم که " نکردند " آخر قضیه چی بود ؟
    آیا واقعن سپردی به من؟
    خب! 1.آمیزش نکردند؟ 2. قانون رو رعایت نکردند ؟ 3. همون یک جمله رو هم ادا نکردند ؟
    می دونم اصلن مهم نیست و فرق زیادی نمی کنه ! می خوام بگم اون حاله رو که گفتم نداد!
    این یارو هم که گفته اس ام اس اشتباهی رفته ! آفرین!

    ReplyDelete
  6. امیر افشاریان23:57

    می دونی سیا
    ببین من خوشم میاد که بخش زیادی رو بسپری به مخاطب، خودم هم این کار رو می کنم ، البته جوری که همه حالت هایی که قراره طرف بررسی کنه بهش حال بده (حالا ممکنه من و تو و طرف تا حدودی مازوخیست باشیم بماند، شاید هم سادیست مخاطب آزاری ، اون هم بماند )
    ولی اینو می خوام بگم که " نکردند " آخر قضیه چی بود ؟
    آیا واقعن سپردی به من؟
    خب! 1.آمیزش نکردند؟ 2. قانون رو رعایت نکردند ؟ 3. همون یک جمله رو هم ادا نکردند ؟
    می دونم اصلن مهم نیست و فرق زیادی نمی کنه ! می خوام بگم اون حاله رو که گفتم نداد!
    این یارو هم که گفته اس ام اس اشتباهی رفته ! آفرین!

    ReplyDelete
  7. خیلی بهتر از حدسه من بودا!

    ReplyDelete
  8. دلم از این داستان خیلی گرفت خـــیلی. از بس که ملموس بود. چقدر زیبا، روان و واقعی
    آفرین "سیا" فکر کنم همین باشی

    ReplyDelete
  9. اون نکردند هم به نظر من کاملا واضح بر می گشت به "گفتن یک جمله تا یک ساعت بعد از ..." اما در مورد اس ام اس زیاد مطمئن نیستم، اولین فکری که به ذهن آدم می رسه همینه که اشتباهی رفته. اما اگه بشه قضیه رو از طرف دیگه ، همون طرف غیر منتظره که احتمال می ده اشتباهی در کار نباشه، اونوقت داستان رو به لِوِل دیگه ای می بره. دوست دارم تو این لِوِل تحلیل کنم که چرا اون و فرستاد
    چقدر کاراکتر مردت تو این دو لِول فرق می کنه ، منظورم فقط خیانت یا وفاداری نیست ، کلا از هر نظر زمین تا آسمون تفاوت می کنه

    ReplyDelete
  10. آخ خوشحالم که تو هم تو همون لول حرکت می کردی. چقدر حالا فرق می کنه. الان باید یه بار دیگه بخونم
    ضمنا شما که دو روز دیگه کنکور داری پای کامپیوتر چیکار می کنی؟ دنبال جواب سوالایی؟

    ReplyDelete
  11. سمانه03:15

    خیلی جالب و ملموس بود واقعن،لولش هم خیلی بالا بود،انقد که حتی نفهمیدم،چون من درست نفهمیدم چی بود لولش بالا بود،فوقالعاده بود،اصلن هم تکراری و معمولی نبود،اصلن هم دیالوگ آخر شبیه حرفهایی که آدمای مسخره یه ربع قبل سکس به هم می زنن تا ثابت کنن خیلی متفاوتن نبود!نبوغت قابل تحسینه!

    ReplyDelete
  12. سمانه03:57

    یه چیز دیگه،"نذری" با دال ذاله!غلط املایی روو اعصابی بود!

    ReplyDelete