یقه ش رو گرفته بود و هی تکونش میداد و سرش داد میزد اونم التماس میکرد .

"حالا ببرم بدمت دست پلیس؟"

"نه ، آقا به خدا آخرین بارمونه"

"چیکارت کنم؟ از همینجا پرتت کنم پایین خوبه؟"

"نه آقا ، تو رو خدا ، ببخشید"

"واسه چی تف میکنی رو سر مردم؟"

"آقا دیگه نمیکنم ، رو سر شما دیگه نمیکنم"

مرد خنده ش گرفت .

--------

هوش بیشتر فقط تاسف بیشتر رو باعث میشه ، فکر نکن چون باهوشی خیلی خوش بحالته .

3 comments:

  1. Amir Afsharian00:12

    kash zoodtar migofti inja baz rah oftade , momen!
    are hamin hala vaysa bekhoonam baad nazar midam,
    shayadam yeki az oon rah haee ke too post e ghabli gofti emtehan konam ;)

    ReplyDelete
  2. مامان21:12

    بکر بود

    ReplyDelete
  3. مامان21:13

    نیشم باز شد

    ReplyDelete